آخرین اخبار



کد مطلب: 27300
تاریخ انتشار: د, 1397/04/25 - 09:00
مساله آب دیگر یک تهدید نیست بلکه از آن گذر کرده است. دیگر نمی توانیم ادعا کنیم که این بحران به اثبات نرسیده است چرا که قابل لمس و مشاهده برای همگان است.

به گزارش ارس تبار،این نوشته درباره ی کابوس ها، فاجعه ها و رویا هاست ،در مورد امور روزمره و جاری است که به زندگی ما تداوم و معنا می بخشد. آب، دقیق تر بنویسم بحران "کم آبی "و "بی آبی"  و اگر این پدیده چنین عنان گسیخته پیش رود(بحران آب)، تهدیدی جدی برای زندگی ما بر روی کره ی زمین هست. امروز وضعیتی که در ارتباط با آب با آن روبرو هستیم بسیار حاد و آشفته هست به طوری که سکونت و زندگی در بعضی از نقاط کشور غیر ممکن می نماید.

پرسش اساسی این نوشته که ما درصدد پاسخ به آن هستیم این هست که چرا اکثر مردم در برخورد با این بحران در اغلب مواقع چنان عمل می کنند که گویا می توان این مشکل بزرگ را نادیده گرفت و بر آن فایق آمد؟با اطمینان می توان گفت که امروز همه مردم یا حداقل بسیاری از آنها با واژه هایی نظیر "بی آبی" ،"کم آبی"،"خشکسالی" و" کیفیت آب"،"خشک شدن چاه ها" و بسیار واژه های دیگر در این زمینه آشنا هستند و شنیده اند و تا حدودی با معانی و مصداق های آن آشنا هستند. همه این واژها به طور کلی به یک معنی اشاره دارد و آن بر این واقعیت اشاره دارد  که در نتیجه بی برنامگی و برداشت های بی رویه از آبهای زیر زمینی و تغییرات آب و هوا (تغییرات آب و هوا نیز تابعی از عامل انسانی هست) ،افزایش جمعیت و غیر استاندارد بودن سرانه مصرف آب در شهرها ،کشاورزی و در همین راستا آبیاری غیر اصولی و ده ها دلیل دیگر زندگی را برای خود پر هزینه ساخته ایم و برای آیندگان نتایج مخربی را به بار اورده ایم .با تمام این اتفاقات هنوز بسیاری از مردم به گونه ای رفتار می کنند و سخن می گویند که گویا اتفاقی نیفتاده هست. هنوزبسیاری از مردم برای اصلاح رفتار روزانه خود در ارتباط با آب که منبع خطراتی هست کار ناچیزی انجام داده اند یا اینکه انجام نداده اند. بحران آب دیگر یک تهدید نیست بلکه این تهدید به وقوع پیوسته هست. چه باید بکنیم تا مردم" ابر بحران "بودن مسله آب را درک کنند؟ انرژی که یک فرد در ارتباط با درک بحران آب به کار میبرد در مقایسه باانرژی که همان فرد برای یک تیم فوتبال می گذارد بسیار بسیار ناچیز هست .چرا؟

این مساله نیز دیگر مورد قبول نیست که به مسله بحران آب پرداخته نمی شود ،بلکه در رسانه ها اعم از تلویزیون ،رادیو ،شبکه های اجتماعی،کتابها و......به اندازه کافی به این بحران پرداخته شده است و نتایج مخرب آن نشان داده شده است.شاید در کم و کیف و نحوه ارایه اطلاعات کاستی هایی باشد ولی تراکم اطلاعات در این زمینه قانع کننده می باشد.از طرفی در دو سال اخیر این مساله به صف مقدم بحث ها و مناظره ها وارد شده است. با این حال ما مردم هنوز  نه تنها تغییری در رفتار مصرفی خود ایجاد نکرده ایم بلکه منتظر هستیم دیگری شروع کند. از همه اینها پیچیده تر و غیر قابل فهم تر این هست که همه ما یک سخنران حرفه ای در ارتباط با بحران آب هستیم و ساعت ها می توانیم در این باره سخنرانی کنیم و تناقض اینجاست که کوچکترین پایبندی به گفته های خود نداریم چرا که اگر داشتیم امروز این مسایل را در ارتباط با آب نداشتیم.

از مجموع آنچه که گفته شد می توان چنین نتیجه گرفت مساله آب دیگر یک تهدید نیست بلکه از آن گذر کرده است. دیگر نمی توانیم ادعا کنیم که این بحران به اثبات نرسیده است چرا که قابل لمس و مشاهده برای همگان می باشد. منتظر نباشیم و نگوییم که "اول همسایه من یا آن دیگری در رفتار مصرفی خود تغییر ایجاد کند تا من هم انجام دهم"، به واقع آن دیگری خود ما هستیم . از خود شروع کنیم تغییر در عادتهای مصرفیمان را هر چند کوچک باشد. و نگران نباشیم که"کار و صرفه جویی که من در مقام یک فرد در ارتباط با آب انجام می دهم اصلا تاثیری نخواهد داشت" همچنین تغییر در عادتهایمان در زمینه مصرف آب را به تاخیر نیاندازیم.

در این قسمت از نوشته درصدد بودم تا بدون اشاره به آمارها و روش های مدیریت بهینه مصرف آب به بحران آب بپردازم. یعنی از جنبه فلسفی به بحران بنگرم . در قسمت بعدی تلاش خواهم کرد به شکل تخصصی تر و فنی تر به مساله بنگرم .

هادی عبداله وند دکترای برنامه ریزی شهری و نایب رییس شورای شهر اصلاندوز

انتهای پیام/